خرید بک لینک
همیشه میخواستم از بچگی داروساز شم. برای همین بی معطلی رفتم رشته تجربی و درس خوندمتلاش کردم و رتبم دوسال نخوند و شدم دامپزشک. تو تمام شش سال میگفتم چرا اخهو هنوزم نمیرم داروخونه.. چند روزه فهمیدم چقد دامپزشکی به صلاحم بود. هیچوقت یادم نمیره یه روز قبل کنکور ک توحیاط نشسته بودمو درس میخوندم با خودم گفتم خدایا فقط هر چی صلاحمه..:) با اینکه اون روزا همه از زتبه هامامیدوار ب داروساز شدن من بودن من در کمال ناباوری اون چیزی قبول شدم ک سال ها فهمیدم ب صلاحم بود. یعنیدامپزشکی :)برچسبها: دامپزشکی

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:42

بعضی اوقات یکی میاد تو زندگیت. خوبه ها ولی

هر چقد میخوای ازش ی ایرادی بگیری میبینی نمیتونی

ولی زمان خوبش نمیاد. تو موقعیتی میاد ک هنوز گیجو منگ

دنیای اطرافتی. موقعی ک حتی حوصله خودتم نداری

چ برسه یه آدم دیگه. اونموقع هاست با هر عقل و منطقی

پیش میری میگه برو جلو. ولی پاهات یاری نمیکنه و تو

آخر با ی جواب نه تمومش میکنی. 

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:42

متاهل شدم. نمیدونم چرا.. کی.. چ طور

اولش ب اصرار خونوادم گفتم میبینمش کافه 

تهش قهوه خوردنه. الان شده شوهرم خخ

روز اولی ک دیدمش گفتم اصلااااا خیلی سنش بیشتره چرا اینجوری

لباس پوشیده چرا ماشینش فلانه.. از همه چیش ایراد گرفتم

یک ساعت با لبخند نگاش میکردم و تو دلم ب حرفاش میخندیدم. تو نگام یه برو بابای خاصی بود 

برچسب: نویسنده: اشکان موسوی تاريخ: يکشنبه 24 بهمن 1400 ساعت: 20:42

صفحه بندی